محمد معصوم البكري ( نامى )
225
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
پيش آمده ، او را به منازل لائق جاى داده ، به طريق مروت و مردمى سلوك نمود . و در سنه تسع « 1 » و ستين و تسعمايه حق بردى بيگ « 2 » ايلچى شاه طهماسپ حلقهء لعل و تاج و كمر مرصع و خلعت فاخره و چتر و اتاغه « 3 » و جيغهء زلف و عقار و انواع تفقدات و انعامات پادشاهى در آورد . و سلطان محمود خان به استقبال استعجال نموده به تشريفات مشرف گشت . و يك سال حق بردى بيگ را نگاه داشته ( f . 168 a ) . در سال ديگر پيشكش خوب مهيا نموده مصحوب سيد ابو المكارم به عراق فرستاد . و نيز شاه طهماسپ بار ديگر حق بردى را رفيق مير ابو المكارم گردانيده سلطان محمود خان را به خطاب « خان خانى » و اجناس تشريفات و انواع تفقدات بنواخت . و در سنه سبعين و تسعمايه ميرزا محمد صالح از دست بلوچى زخم يافته به شهادت رسيد . و در همين سال مولانا عبداللّه مفتى و مير عبدالمجيد را بجهة مراسم تعزيت ميرزا صالح نزد ميرزا عيسى فرستاد و استدعاء درخواست گناه ميرزا محمد باقى نمود . و ميرزا عيسى آن التماس را مبذول گردانيده « 4 » شيخ عبدالوهاب و مير يار محمد ترخان را نزد سلطان محمود خان فرستاده ملايمت بسيار نمود . و در حين مراجعت مولانا عبداللّه سفر آخرت اختيار نمود . و بعد وصول اعزه به بهكر سلطان محمود خان ميرزا محمد باقى را باعزاز و اكرام تمام فرستاد . و در سنه ثلث و سبعين و تسعمايه ارغونيه با ميرزا عيسى در مقام مخالفت شده ، قريب به يك ماه در مقام عناد و فساد بودند . عاقبت اكابر و اعيان ( b 168 . f ) تسكين آن فتنه نموده غبار آشوب فرو نشاندند . و قرار يافت كه چند پرگنه به تحت تصرف ارغونيه بوده باشد . در اثناى گذشتن از آب ميرزا محمد باقى آتش بازى سر داد ، و جمعى دران ميان تلف شدند ،
--> ( 1 ) ح : سبع ( 2 ) م : تردى بيگ ( 3 ) ح : اياغه ( 4 ) م : داشته